تبلیغات
♥خلوت تنهایی♥
 
♥خلوت تنهایی♥
هیچ کس نفهمید... شاید شیطان... عاشق حــــــــوا شده بود که به آدم سجده نکرد...
درباره وبلاگ


یه دلشکسته بودی بی پرو بال
چقدر عوض شدی دورت بگردم!

خسته اونــے نیســتــ ڪہ خـوابــیــده ‬
اونـــیـــه ڪہ نـمـیـتـونـه بـخــوابــه . . .!

مدیر وبلاگ : bahar
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 19 مهر 1393 :: نویسنده : bahar


بی تو بودن را معنا میکنم با تنهایی وآسمان گرفته
آسمان پر باران چشم هایم
بی تو بودن را معنا میکنم با شمع,با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه
بی تو بودن را چگونه می توان تفسیر کرد
وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است!؟





نوع مطلب :
برچسب ها : بی تو بودن، تنهایی، اشک، پروانه،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 18 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
چند وقتیست همه دلگیرند از من…
دلیل میخواهند
مدرک میخواهند برای غمگین بودنم
برای نا امید بودنم
برای تلخ شدنم
نگران نباشید من نه غمگینم
نه ناامید نه تلخ
فقط مدتیست به دنبالشان میگردم
مدتیست گم شده اند
صبرم، تحملم، امید هایم، انگیزه ام…
نمیدانم کدام صفحه ی قصه ی سر گذشتم را جا گذاشتمشان !




نوع مطلب :
برچسب ها : ناامیدی، صبر، قصه،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 18 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
در زندگی من اتفاقهایی همیشه می افتند حتی وقتی دستشان را میگیرم
دلت برای من نسوزد ؛
من عادت کرده ام که همیشه دستی چوب لای چرخ آرزوهایم بگذارد . . .





نوع مطلب :
برچسب ها : زندگی، عادت، آرزو،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 18 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
شب هایم بروز شده اند
دردهایم آنلاین . . .
به مغزم کلیک که می کنم
بالا نمی آید !




نوع مطلب :
برچسب ها : شب، درد، تنهایی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 17 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
آرام‌بخش‌ها
حافظه‌ام را پاک کرده‌اند !
اما دلم می‌گوید :
من کسی را بسیار دوست می‌داشتم !




نوع مطلب :
برچسب ها : آرامبخش، حافظه، عشق،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 17 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
یہ شبایـــــے تو زندگے هست ڪہ
وقتے دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنے
به چیزایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے تقدیرت بوده یا تقصیرت
به آدمایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے دردن یا همدرد
به لحظہ هایـــــے میرسے ڪہ هضمش واسہ دل ڪوچیڪت سختہ
و بہ دردایـــــے میرسے ڪہ براے سن و سالت بزرگہ…
به آرزوهایـــــے ڪہ توهم شد…
رویاهایـــــے ڪہ گذشت….
بہ چیزایـــــے ڪہ حقت بود اما شد توقع…
و زخمهایـــــے ڪہ با نمــــــــڪ روزگـــــــــــــار آغشتہ شد…
و احساسے ڪہ دیگران اشتباه مے نامند…
و دست آخر دنیایـــــے ڪہ بهت پشت ڪرده…
وبازهم انتهاے دفتر خودت میمانے…
و زخمهــــــــــایـــــے ڪہ روزگـــــــــــــــــــــــــــــــار پشت هم میزند…
و سڪوت هم دواے دردش نیست…
کــــــــــــــــاش دنیــــــــــــــــا مهربـــــــــــــــان تــــــــــــــــر بـــــــــــــــــودے . . .




نوع مطلب :
برچسب ها : احساس، تقدیر، خاطره،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 17 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
بُغض اگر خوردنی بود که
‏مکافـات نداشتیم !
‏میمانَد
‏رسـوب میکند
‏در خاطرات  …
‏در تک تکِ مکث ها و سکوت ها
‏از هر آهنگ و شعر غمگینی
‏تغذیـه میکند
‏تا بزرگ شود …
‏بزرگ تر که شد
‏دیگر
‏تو بغـض نداری !
بغــــــــــض
‏تـو را دارد …




نوع مطلب :
برچسب ها : بغض، دلشکسته، موزیک،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 15 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar

 ﻋﺸــــﻖ ﻫــﺎﮮ ﺍﻣــﺮﻭﺯﮮ ﯾـﻌـﻨــﮯ ،


 ﺩﻭﺳﺘـــ ﺩﺍﺷﺘـــﻦ ﮐـﺴــﮯ ﮐـﻪ ﻣـــﺎﻝ ﺗــﻮ ﻧـﯿـﺴـﺘــــ . . .


 ﻧــﻪ ﺍﯾﻨﮑــــﻪ ﻧﺒﺎﺷـــــﻪ . . .


 ﻫﺴـــﺖ ﻭﻟــﮯ ﻫﻤـﯿﺸــــﻪ ﺩﻧـﺒــﺎﻝ ﯾﮑــﮯ ﺑـﻬـﺘـﺮ ﺍﺯ ﺧــﻮﺩﺗـــِـﻪ . . .


 ﯾـﻌـﻨــﮯ ﺍﯾـﻨـﮑـﻪ ﺗــﻮ ﺑـﺎ ﮔـــﺮﯾـﻪ ﺍﺵ ﮔــﺮﯾـﻪ ﮐـﻨـــﮯ ﻭﻟــﮯ ﺍﻭﻥ . . .


 ﻭﻗـﺘــﮯ ﻣﺸﮑــﻞ ﺗــﻮ ﺭﻭ ﻣﮯ ﺑـﯿـﻨـــﻪ ﻣـﯿـﺸـــﮯ ﺳـــﻮﮊﻩ ﺧـﻨـﺪﻩ ﺍﻭن ﺩﻭﺳﺘـــﺎش . . .


 ﯾـﻌﻨــــﮯ ﺧـﻮﺩﺗــﻮ ﺯﻧـﺪﮔـــﯿـﺘﻮ ﻭﺍﺳــﻪ ﮐـﺴـــﮯ ﺣـــﺮﻭﻡ ﮐﻨـــﮯ ،


 ﮐﻪ ﻭﺍﺳــﺶ ﻫﯿـــــﭻ ﺍﺭﺯﺷـــﮯ ﻧــﺪﺍﺭﮮ . . . ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻨـــــــﻬـــــــﺎﯾـــــﮯ . . .


 ﻋـﺸـــــﻖ ﻫـﺎﯼ ﺍﻣــﺮﻭﺯﮮ ﯾـﻌـﻨـﯽ : ﭘـــــﻮﭺ !








نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، عادت، علاقه،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
و
آغوش تو به گستردگی آسمان است .. .
حتی خیاط هم !
نتوانست
لباسی قواره ی آغوشت برایم بدوزد .. . . 
پاک هوایی ات شده ام 
دستان آسمانی ات.. . 
زلال نگاهت .. . 
دریای بی انتهای دلـــــت .. . 
بی پرده بگویمت دلبر دلدار مــــن...
پیله کرده ام به تـــــو
شاید که گرمای آغوشت مرا از (من) بیرون کشد!
تا پــــر پـــــــروازم شوی .. .




نوع مطلب :
برچسب ها : پرواز، آغوش، خیاط،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
در من شیدای مجنـــــــونیست
که یاد تـــــو دیوانــه اش می کند...
در خود قــــدم می زند...
مــــــــن را مــی پیماید...
تا راهی به مـــــا بیابد...
راهــــــی نمی یابد...
سر به دیوار تنهایی اش می ساید 
و همه از او 
همان دیوانه ی تـــــــــو ...
می گریزند...




نوع مطلب :
برچسب ها : تنهایی، راه، دیوار،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
خسته ام!!

  تکیه کرده ام به دیواری ازسکوت...

    گاه هق هق تنهایی هایم

       نقشی از یادگاری می زند...


          یادگاری هایی که هیچکس،سوادخواندنش راندارد




نوع مطلب :
برچسب ها : هق هق، خستگی، یادگاری،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar

دلی که بردی…
نگاهی که دزدیدی…
 احساسی که پژمردی…

دستانی که گرفتی…

صدایی که با آن آرام گرفتی…

نان و نمکی که خوردی…

حتی نمکدانی که شکستی...
همه حلالت باشند...
(جز لرز دلم در اولین نگاهت…)
.
.
 حرامش باد آنکه پر کرد جای مرا……





نوع مطلب :
برچسب ها : دل، نگاه،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
گاهی دلی برای تو دلتنگ می شود،
گاه رنگها برای تو بیرنگ می شود .
گاه خاطری به یاد تو خشنود و دلخوش است ،
گاهی لبی برای تو لبخند میزند .
گاهی نفس ز سینه نمی آید از غمت ،
 گاهی ز شوق بودنت ، نفسی بند می شود




نوع مطلب :
برچسب ها : رنگها، نفس، دلتنگی،
لینک های مرتبط :

جمعه 12 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
برای دل خودم می نویسم ...

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست ...

برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خودم می نویسم !

بمیرم برای دل خودم که اینقدر تنهاست !.!




نوع مطلب :
برچسب ها : تنهایی، تکیه گاه، نامردی،
لینک های مرتبط :

جمعه 12 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی !
غذایت را سرد می خوری !
نهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام !
لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی !
ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی !
شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد !
تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست ، روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد . . .




نوع مطلب :
برچسب ها : ساعت، تنهایی، شب،
لینک های مرتبط :

جمعه 12 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
هنوز باران چشمانم برایت بارانیست
دلم را ببین غرق در تنهاییست
تنهایم نگذار
هنوزدلم تنگ است برای نگاهت




نوع مطلب :
برچسب ها : باران، دلتنگی، بودنت،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 9 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
خیلی دلم میخواست که من 
همدم و یار تو بشم 
وقتی که غمخوار نداری 
سنگصبور تو بشم
***
دیگه باید چیکار کنم 
منی که طاقت ندارم 
کسی که من دوسش دارم 
تو قلبشم حتی اتاقی ندارم 
***
چرا هنوز برای من مهمی 
تویی که سهم من نبودی 
قلبمو ازتو خالی کردم چون 
لایق عشق من نبودی 
***
بسه دیگه، پاشو برو از اینجا 
تو قلب من جایی برات نمونده 
تمام خاطراتتو سوزوندم
دیگه یه دلخوشی واسم نمونده




نوع مطلب :
برچسب ها : قلب، خاطرات، غمخوار،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 8 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
مریضم . . .
چشمهایم درد می کند . . .
تب دارم . . .
اینهمه صغری کبری چیدن نمیخواهد 
تو نیســــتی
دارم می میرم !





نوع مطلب :
برچسب ها : تب، درد، تنهایی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 8 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
درخت با برگ های خشک و شاخه های شکستــــــــه 
هم هنوز درخـــــت است …
آدم
 اما “دلـــــــــش که بشکـــــــند” ، دیگر آدم نمـــــــی شود !





نوع مطلب :
برچسب ها : شاخه، دلشکسته، آدم،
لینک های مرتبط :

جمعه 5 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
سلام هایی که بوی خداحافظی میدهند …
بودن هایی که هیچکدام خوشحال کننده نیستند …
و رفتن هایی که امید بازگشتی به آنها نداری …
همه اینها را که جمع میکنی به یک کلمه میرسی :
تنهایی !




نوع مطلب :
برچسب ها : رفتن، تنهایی، امید،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1 خرداد 1396 :: نویسنده : bahar
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی
شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود
میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود
چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری
چه قصه‌ی محقری، چه اول و چه آخری
ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم
ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه‌ها هستیم
سفر با تو چه زیبا بود، به زیبایی رویا بود
نمی‌دیدیم و می‌رفتیم، هزاران سایه با ما بود
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی
در آن هنگامه‌ی تردید، در آن بن‌بست بی‌امید
در آن ساعت که باغ عشق به دست باد پرپر بود
در آن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود
شب آغاز تنهایی ، شب پایان باور بود





نوع مطلب :
برچسب ها : سایه، سکوت، قصه،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 42 )    1   2   3   4   5   6   7   ...